زمینه و هدف: نوجوانان بی سرپرست یا بدسرپرست به دلیل زندگی در محیطی نامناسب، درمقایسه با نوجوانان عادی استقلال عاطفی و شادکامی کمتری برای زندگی در جامعه دارند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف اثربخشی روان شناسی مثبت نگر بر استقلال عاطفی و شادکامی نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست اسلامشهر انجام شد. روش بررسی: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اسلامشهر در سه ماه اول سال 1398 تشکیل دادند که سی نفر از داوطلبان واجد شرایط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. داده ها در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از پرسشنامه شادکامی آکسفورد (هیل و آرگایل، 2002) و مقیاس استقلال عاطفی (استنبرگ و سیلوربرگ، 1986) جمع آوری شد. آموزش روان شناسی مثبت نگر در طی چهارده جلسه شصت دقیقه ای براساس دیدگاه روان شناسی مثبت نگر رشید (2009) به افراد گروه آزمایش ارایه شد؛ اما گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها آزمون خی دو و تحلیل کوواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 به کار رفت. سطح معنا داری 0٫, 01 در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش روان شناسی مثبت نگر باعث افزایش متغیر استقلال عاطفی (0٫, 001>p) و مولفه های آن شامل فردیت (0٫, 016=p)، عدم وابستگی (0٫, 017=p) و خوداتکایی (0٫, 001>p) و همچنین متغیر شادکامی (0٫, 001>p) نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، آموزش روان شناسی مثبت نگر موجب افزایش استقلال عاطفی و شادکامی نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست می شود.